السيد محمد رضا المدرسي

179

تشيع در تسنن ( فارسي )

جئنى به مثل بنى بدر لقومهم * أو مثل اخوة منظور بن سيار ( 1 ) در اينجا چون " جئنى " ، به معنى " هات " ( 2 ) و " إحضر لي مثلهم " ( 3 ) مى باشد ، كلمهء " مثل " در مصراع أول در معنا منصوب است و " مثل " در مصراع دوم عطف بر محل كلمهء " مثل " در مصراع أول شده ومنصوب گرديده است . به هر حال ، عطف بر محل چيزى است كه در كتاب‌هاى نحو مطرح شده وشواهد بسيار زيادى براي آن وجود دارد . اما اگر كسى بگويد " أرجلكم " معطوف بر " أيديكم " در جمله قبل است ، در پاسخ گفته مى شود : چنين احتمالي بسيار خلاف ظاهر است ، زيرا جملهء أول تمام شده وهيچ حالت انتظارى براي آن نيست . جملهء ديگر هم شروع شده واكنون اگر ناگهان بخواهيم " أرجل " را از اينجا عطف بر جملهء أول قرار دهيم ، بسيار دور از فصاحت وأسلوب سخن گفتن است . اين كار مثل آن است كه بگوييم : " رأيت زيدا وضربت بكرا وخالدا " ومقصود آن باشد كه " خالد " عطف بر " زيد " باشد ، يعنى " خالد " مرئى است ، نه مضروب . شگفت آن كه بعضي گفته اند : ممسوح در شرع محدود نيست ، در حالي كه مغسول محدود است ، وچون در اينجا " أرجلكم " محدود است ، پس بايد عطف بر چيزى باشد كه حكمش غسل است ، يعنى عطف بر " أيديكم " مى باشد . اين حرف بسيار عجيبى است ، زيرا اين أول كلام است . كسى كه مى گويد مسح " أرجل " واجب است ، نه غسل آن ، لا محاله مى گويد كه

--> 1 . مانند " بنى بدر " براي قومشان را برايم بياور ، يا مانند برادران " منظور بن سيار " را . 2 . بياور . 3 . مانند آنها را برايم حاضر كن .